رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

نتیجه دکتر بردن

1391/5/8 10:19
نویسنده : رومینا
226 بازدید
اشتراک گذاری

 امید زندگی من و بابایی 

دیروز کلی خندیدیم میدونی چرا؟ 4 بعد از ظهر بردمت حموم تا خسته بشی بخوابی چون برای ازمایش شنوایی باید خواب باشی خلاصه ساعت 5  رسدیم شما  هم همچنان خواب سنگین داشتی  ولی همین که اسسم ما رو خوند شما بیدار شدی بعد ما مجبور شدیم که نوبتمون بیوفته عقب تا شما بخوابی  دیگه ما نفر اخر بودیم که نیمه خواب شدی رفتیم داخل همینکه دستگاه رو کرد تو گوشت شما یه پی پی بزرگ و طولانی . پر سر وصدا کردی واییییییییییییییییییییییییی با سر و صدای خودت بیدار شدی نزاشتی کار انجام بشه و دکتر گفت هفته دیگه بیاید اومدیم بیرون با بابایی کلی خندیدیم  بعد رفتیم پیش  مامی جون مغازه بابایی رفت خونه شاگردش اومدیم خونه دیگه بابا جونت عمو سامان از کوه علم کوه اومده بودن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

نایسل خانم
8 مرداد 91 13:24
عزیززز دلم چقدر خنده دار
نایسل خانم
8 مرداد 91 13:54
ای ولللللل